روش‌های علوم اعصاب شناختی در تحلیل تأثیر تبلیغات در شکل گیری عادت‌های سلامتی افراد

پیوورسکی، شانکار سینگ و نرمند (۲۰۱۹) در مطالعه‌ای به بررسی استفاده از تکنیک‌های منتخب علوم اعصاب شناختی برای مطالعه اثربخشی تبلیغات اجتماعی در زمینه ترویج سبک زندگی سالم پرداختند. در این مطالعه واکنش های پاسخ دهندگان (احساسات، به خاطر سپردن، علاقه) به قسمت های جداگانه تبلیغات تجزیه و تحلیل شد. نتایج اندازه گیری های عصبی و سایکوفیزیولوژی با پاسخ های شرکت کنندگان در نظر سنجی مقایسه شد. در این مطالعه روش های شناختی عصب شناختی، جهت امکان ایجاد آگاهی در مورد انسان و رفتار او در سطح فرآیندهای سایکوفیزیولوژیک و شناختی قبل از اینکه در قالب یک نظر یا قضاوت در مورد یک موضوع مشخص ادغام شوند، استفاده شد. یافته های این مطالعه نشان داد که پیشرفت های تکنیک علوم اعصاب شناختی، این رشته را در زمینه های بیشتر و جدید تحقیق قابل استفاده کرده است. این احتمالات عمدتاً نتیجه توسعه تکنیک های اندازه گیری فعالیت مغز و ترکیب آنها با سایر فناوری ها به عنوان مثال اندازه گیری های بیومتریک است. این تکنیک ها اجازه می دهد عملکردهای مختلف ذهنی را با احساسات فیزیولوژیکی مرتبط کرد. یکی از کاربردها بررسی تأثیر تبلیغات بر ارتقای سلامت اجتماعی (سبک زندگی سالم ، واکسیناسیون و …) بر گیرندگان است. یک کمپین اجتماعی به خوبی هدایت شده با طراحی مناسب یک پیام اطلاعاتی (تبلیغات) می تواند مستقیماً آن را به شکل گیری عادات زندگی سالم در بین افراد تبدیل کند.

منبع:

Piwowarski, M., Shankar Singh, U., & Nermend, K. (2019). The cognitive neuroscience methods in the analysis of the impact of advertisements in shaping people’s health habits.

 

 


دوره خانواده محور مدیریت رفتارهای اضافه اتیسم (دوره اول)

برنامه خانواده‌محور مدیریت رفتارهای اضافه اتیسم
(رفتارها، علایق و بازی های محدود، تکراری و کلیشه‌ای)

  • آیا کودک شما در طی روز برای رسیدن به خواسته‌های خود پافشاری و قشقرق می‌کند؟
  • آیا کودک شما در طی اغلب اوقات روز بال بال می‌زند یا وسیله‌ای در دست دارد؟
  • آیا کودک شما در طی روز چراغ ها را دایماً خاموش و روشن یا در را باز و بسته می‌کند؟
  • آیا کودک شما دایماً در طی روز درگیر بازیهای تکراری مثل ردیف کردن اشیاء یا مرتب چیدن کارت هاست؟
  • آیا رفتارهای تکراری و کلیشه‌ای کودکتان مانع حضور او در محیط های اجتماعی می‌شود؟
  • آیا رفتارهای تکراری و کلیشه‌ای کودکتان مانع شرکت مناسب او در کلاس های آموزشی و درمانی می‌شود؟

 

برنامه خانواده محور مدیریت رفتار اضافه با هدف معرفی رفتارهای اضافه، شناسایی علل و راهبردهای چگونگی مدیریت و مقابله با رفتارهای اضافه اتیسم برای خانواده طراحی شده است.

درمانگر: دکتر اسماعیل شیری، دکتری تخصصی روانشناس بالینی از دانشگاه شهید بهشتی
طول دوره: ۱۰ جلسه هفتگی، بصورت گروهی. این دوره برای والدین بصورت آنلاین برگزار می‌گردد.
گروه هدف: والدین  دارای کودک مبتلا به اتیسم بین ۲ تا ۶ سال

شرایط ثبت نام: برای ثبت نام از ساعت ۱۶ الی ۲۰ با شماره تلفن ۸۸۶۳۳۷۱۵-۰۲۱ تماس حاصل فرمایید. همچنین می‌توانید با آی‌دی ABAadmin@ در تلگرام در ارتباط باشید.


انیمیشن تعاملی بستری برای بهبود عملکرد های شناختی کودکان

امروزه رسانه و به دنبال آن رسانه های تعاملی به ابزاری مهم برای مداخلات شناختی مرتبط با انسان ها تبدیل شده است. رسانه ها به دلیل ترکیب المان مختلف از جمله صدا، تصویر، نور، حرکت و سناریو شکل می‌گیرند و می‌توان با تغییر هر کدام از این از این المان ها، اثرگذاری های متفاوتی را بر روی کاربران نتیجه گرفت. با اضافه کردن قابلیت تعامل به رسانه، رسانه های تعاملی یا به عبارتی interactive media به وجود می آیند. قابلیت تعامل به این معناست که کاربر بتواند با سیستم و برنامه طراحی شده موجود ارتباطی به صورت متقابل برقرار کند و بتواند با سیستم تعامل داشته باشد. از بین رسانه های مختلف، انیمیشن یک رسانه معروف است که تقریبا همگان با آن آشنایی دارند. انیمیشن ها که خود به انیمیشن های دوبعدی، سه بعدی از نظر نوع ساخت رایانه ای و همچنین به انیمیشن های کوتاه و بلند از نظر سناریو تقسیم بندی می شوند با کارتون سازی سناریو ها می‌تواند اثری مثبت را در کودکان به وجود آورند. حال زمانی که قابلیت تعامل به انیمیشن ها اضافه شود، فرد می‌تواند با انیمیشن تعامل برقرار کند. این بسیار جالب و یک تجربه بینهایت جذاب است. با تعامل افراد در انیمیشن های تعاملی سناریو طراحی شده می‌تواند تغییر کند. در واقع متناسب با نوع تصمیم فرد در دنیای مجازی سناریویی که برای انیمیشن در نظر گرفته شده است تغییر پیدا می‌کند. فرد می‌تواند در داستان انیمیشن به عنوان یکی از کاراکترهای انیمیشنی حضور پیدا کند و همراه با کاراکتر های دیگر سناریو داستان را پیش ببرد. درواقع کودک همراه با داستان و همراه با کاراکتر های انیمیشن پیش می رود. کودک می‌تواند با کارکتر های انیمیشن صحبت کند و حتی با آن ها تصمیم بگیرد! این مانند خوابی است که کودک در آن قرار دارد و نظاره گر آن است. در این حالت کودک میتواند با محیط و اطراف خود همذات پنداری داشته باشد. از این طریق و از طریق قابلیت های تعاملی این رسانه، می‌توان به کودک عملکردهای شناختی را به خوبی آموزش داد. به عنوان مثال می‌توان با ایجاد یک سناریو و همچنین حضور کودک به صورت تعاملی در انیمیشن مهارت تصمیم گیری را به او آموزش داد. یا به عنوان مثال برای کودکان مبتلا به اتیسم می‌توان سناریویی را طراحی کرد که با حضور این افراد در آن بتوان کم کم به بهبودی عملکردهای آن‌ها کمک کرد. روش‌های مختلفی برای پیاده سازی این گونه انیمیشن ها وجود دارد. یکی از روش‌های پیاده سازی آن ها واقعیت مجازی است. واقعیت مجازی و عینک هایی که برای آن ارائه شده است می‌توانند به خوبی برای تولید این موارد مورد استفاده قرار بگیرند و کاربرد داشته باشند همچنین بهترین زبان برنامه نویسی برای پیاده سازی انیمیشن های تعاملی زبان برنامه نویسی سی شارپ است که یک زبان شی گرایی پرکاربرد برای این گونه مسائل است.

 


نقش محاسبات شناختی در بانکداری

صنعت بانکداری شاهد افزایش پذیرش فناوری‌های دیجیتال برای بهبود فرایندهای تجاری خود بوده و این تغییرات به‌واسطه محاسبات شناختی است. محاسبات شناختی به عنوان یکی از فناوری‌های نوظهور، نوعی حل مسئله است که به کمک علوم شناختی و علوم کامپیوتر، رفتار و تفکرات انسان را به صورت یک مدل کامپیوتری شبیه‌سازی می‌کند و متشکل از سیستم‌های یادگیری ماشین، داده‌کاوی، پردازش زبان‌های طبیعی، رباتیک و سایر رشته‌های هوش مصنوعی است.اهمیت فناوری محاسبات شناختی در مؤسسات مالی، از جمله بانک‌ها، در استفاده از فناوری‌هایی که فرآیند آن‌ها را خودکار و سرعت عمل فعالیت‌ها را افزایش می‌دهند تا بتوانند با سرعت بیشتری به مشتریان در حال افزایش خود خدمت کنند، پرواضح است. این فعالیت‌ها شامل خدمات اساسی بانکی مانند برداشت وجه، پرداخت و انتقال وجوه، چاپ صورت‌حساب‌های بانکی و حل سؤالات مربوط به‌حساب است. مردم شروع به درک این موضوع کرده‌اند که هنگام تعامل با بانک‌ها بیشتر احتمال دارد با ربات‌ها سروکار داشته باشند تا با انسان. باید دقت داشت که مردم نسبت به این ربات سازی بانک‌ها بیزار نیستند. آن‌ها انتظار دارند که این سیستم‌ها نسبت به نسخه انسانی مؤثرتر باشند. منافع بانک‌ها در این است که این ماشین‌آلات را نه‌تنها با توجه به توانایی تعامل با مشتریان بلکه درک و حل سؤالات آن‌ها، انسانی‌تر کنند. بنابراین بانک‌ها مکرراً از فن‌آوری‌ها و ابتکاراتی استفاده می‌کنند تا تعاملات خود با مشتریان را انسانی‌تر و راحت‌تر کنند. به همین منظور، آن‌ها از تجزیه و تحلیل داده‌های بزرگ برای شخصی‌سازی تعاملات مشتری استفاده می‌کنند. استفاده از فناوری شناختی در امور بانکی بر پایه این فن‌آوری‌ها تأثیر می‌گذارد و ضمن ارائه تجربه عالی مشتری، کارایی بانکی را بیش از هر زمان دیگری انجام می‌دهد.

کاربرد محاسبات شناختی در بخش بانکی

برنامه بالقوه محاسبات شناختی برای بخش بانکی شامل موارد زیر است:

توسعه محصول و خدمات
محاسبات شناختی می‌تواند تعداد زیادی از معاملات بانکی را به روشی کاملاً پیشرفته مدیریت کند، بنابراین به بانک‌ها امکان می‌دهد تا در زمینه تجزیه و تحلیل رقابت کنند. همچنین می‌توان از محاسبات شناختی جهت ارائه محصولات و خدمات متناسب با مشتریان استفاده کند.

به عنوان یک رسانه برای نزدیکی بیشتر به مشتریان
محاسبات شناختی می‌تواند به بانک‌ها کمک کند تا به مشتریان خود نزدیک‌تر شوند. توانایی آن در تجزیه و تحلیل متن و سایر ورودی‌های مبتنی بر کلمه و یادگیری از تجربه، بٌعد دیگری را برای بانک‌ها فراهم می‌کند. توانایی آن در بهبود شخصی‌سازی با هر معامله یا تعامل با مشتری، منجر به بهبود قابل‌توجهی در رضایت مشتری می‌شود زیرا بانک‌ها نیازهای آن‌ها را مستقیماً برطرف می‌کنند.

کاهش ریسک
با محاسبات شناختی می‌توان داده‌های بیشتری و از منابع بیشتری را موردبررسی قرار داد، از جمله داده‌های مبتنی بر متن و سایر داده‌های غیر عددی. این موضوع بانک‌ها را قادر می‌سازد تا تصویر بهتری از خطرها به دست آورند و آن‌ها را با دقت بیشتری پیش‌بینی کنند. سیستم کشف تقلب که قبلاً استفاده شده بود، موقت بود و اتفاقات را تحلیل می‌کرد و درباره نادرست به نظر رسیدن تصمیم می‌گرفت. سیستم‌های بی‌درنگ (Real-time) این موضوع را به روز کرده و بدین ترتیب امکان شناسایی سریع‌تر را فراهم می‌کنند. از محاسبات شناختی می‌توان برای پیش‌بینی تقلب قبل از وقوع استفاده کرد که به معنای قبل از وقوع یک فعالیت تقلبی است.

تجزیه و تحلیل دقیق مشتری
با استفاده از محاسبات شناختی، بانکداری می‌تواند تجربه بسیار خوبی به مشتری ارائه دهد: محاسبات شناختی با تجزیه و تحلیل دقیق مشتری از طریق محاسبات شناختی با قابلیت‌های پیشرفته پردازش زبان طبیعی می‌تواند بانک‌ها را قادر به جمع‌آوری بینش و تصمیم‌گیری بر اساس اطلاعات بسیار دقیق کند. چنین تصمیماتی با خطر کمی همراه است و آن‌ها را به سمت اقدامات مؤثرتر و نتایج بهتر سوق می‌دهد.

متناسب‌سازی خدمات مشتری
چت بات‌ها برای خدمات به مشتریان بسیار ضروری شده است زیرا نیاز به مدیران انسانی را به حداقل می‌رساند. استفاده از محاسبات شناختی در وب‌سایت‌های سازمان‌های مالی و برنامه‌های تلفن همراه می‌تواند عملکرد آن‌ها را بهبود بخشد، و آن‌ها را قادر می‌سازد سؤالات پیچیده را حل کنند. یک چت بات که از طریق محاسبات شناختی طراحی‌شده است می‌تواند برای مشتری توضیح دهد که چرا یک معامله خاص بیش‌ازحد معمول زمان می‌برد و همچنین می‌تواند به سؤالات پیگیری پاسخ دهد.

بهبود امنیت و مدیریت هویت
محاسبات شناختی می‌تواند سیستم‌های امنیتی مورد استفاده توسط بانک‌ها را قوی‌تر کند، که می‌تواند خطر معاملات غیرقانونی، سرقت هویت را به حداقل برساند و در عین حال سهولت انجام معاملات قانونی را به حداکثر برساند. محاسبات شناختی می‌تواند عوامل مربوط به رفتار مشتری را مانند حالت‌های معاملاتی معمول آن‌ها، هزینه‌های ماهیانه و … آن‌ها را تجزیه و تحلیل کند.
بنابراین محاسبات شناختی نه‌تنها می‌تواند راحتی مشتریان را بهبود بخشد، بلکه می‌تواند از طریق اتوماسیون کارایی عملیاتی را نیز افزایش دهد. علاوه بر این، استفاده از فن‌آوری شناختی می‌تواند به بهبود امنیت پول و دارایی کمک کند.

نتیجه‌گیری
محاسبات شناختی می‌تواند بانکداری شخصی را متحول کند و باکیفیت بالای اطلاعات، محصولات، خدمات و سرعت خدمات می‌تواند به نفع مصرف‌کنندگان باشد. علاوه بر این، کاربران بانکی می‌توانند موارد استفاده ابتکاری خود را برای ایجاد جریان‌های درآمد جدید ایجاد کنند.

 

 

 

محاسبات شناختی: تأثیرات مشاوره مالی در مدیریت ثروت

محاسبات شناختی به عنوان یکی از فناوری‌های نوظهور، نوعی حل مسئله است که به کمک علوم شناختی و علوم کامپیوتر، رفتار و تفکرات انسان را به صورت یک مدل کامپیوتری شبیه‌سازی می‌کند و متشکل از سیستم‌های یادگیری ماشین، داده‌کاوی، پردازش زبان‌های طبیعی، رباتیک و سایر رشته‌های هوش مصنوعی است. راه‌حل‌های محاسبات شناختی می‌توانند به عنوان راه حل‌های منفرد یا جزئی برای افزایش تصمیم‌گیری مورد استفاده قرار گیرند. صنعت خدمات مالی تحت تأثیر همگرایی تغییرات سریع در فن‌آوری‌های خدمات مالی در حال تحول است – از جمله محاسبات شناختی، دیجیتالی شدن مصرف‌کننده، افزایش نظارت دقیق و ادامه کاهش هزینه برای محصولات و خدمات. محاسبات شناختی نه‌تنها با توانمندسازی واسطه مالی بلکه با ارائه تعامل و ارزش افزوده به مصرف کننده، فرصتی مناسب در صنعت خدمات مالی فراهم می‌کند. درواقع در سال‌های اخیر بکارگیری فناوری‌های شناختی در حوزه‌های مختلف صنایع افزایش بسیاری داشته است و بنا به پیش‌بینی‌ها شرکت‌های آمریکایی با استفاده از فناوری‌های شناختی میلیاردها دلار صرفه‌جویی هزینه از این طریق خواهند داشت. این مطالعه بررسی می‌کند که استفاده از محاسبات شناختی چگونه می‌تواند جهت بهبود مشاوره مالی هم برای واسطه مالی و هم مصرف کننده نهایی مفید باشد. برای واسطه مالی، این مطالعه ارزیابی می‌کند که چگونه محاسبات شناختی می‌تواند مهارت مشاور مالی را افزایش داده و آن را بهینه کند، و مشاور را قادر می‌سازد تا مشاوره‌های بهتر ارائه دهد. همچنین برای مصرف کننده، این مطالعه ارزیابی می‌کند که چگونه محاسبات شناختی می‌تواند توصیه‌های دقیق و باکیفیت قابل‌مقایسه با مشاور انسان ارائه دهد.

منبع:

Kliman, R., & Arinze, B. (2019). Cognitive computing: Impacts on financial advice in wealth management. In Aligning business strategies and analytics (pp. 11-23). Springer, Cham.

 

 


رشد علوم شناختی در دوران کودکی: کاربردهایی برای رشد اقتصادی در آفریقا

 

علم و توسعه ملی به‌طور حتم دوروی یک سکه هستند و ناگفته نماند که تغییر مراحل و محتوای آموزش و پرورش درنتیجه تغییر الگوی آن در قرن بیست و یکم، نیاز به توجه عمیق‌تری برای ایجاد پایه‌ای محکم برای آموزش علوم دارد. در سطح جهانی پذیرفته شده است که علم بر جهان حکمرانی می‌کند و اقتصاد دانش‌محور برای دستیابی به موفقیت‌های علمی و پیشرفت فن‌آوری، نیازمند دانش‌بنیادی در علم و فناوری است. لذا علمی که تأثیری در هر جنبه از زندگی مدرن دارد، ضروری است تا از سطح تحصیلات اولیه کودکی پایه‌ریزی شود. این مقاله بر رشد شناخت و علوم شناختی به عنوان یک مهارت حل مسئله تمرکز دارد که باید در هر کودکی ایجاد شود. برخی از چالش‌ها در فرآیند توسعه علوم شناختی در کودک عبارت‌اند از: محیط، امکانات ناکافی، برنامه درسی مدرسه، معلمان بی‌کفایت و غیره. در این مقاله برخی از پیشنهادها نیز ارائه شده است، از جمله: ایجاد محیط تحریک‌کننده، حضور الزامی در مدرسه به منظور اجرای سیاست برابری آموزش، استخدام معلمان با صلاحیت، اهمیت بیشتر دولت بر پایه‌گذاری سطح آموزش و تأمین بودجه مناسب آموزش در تمام سطوح کشور.

 

منبع:

Sulaiman, F. R. (2020). Early Childhood Cognitive Science Development: Implication for Economic Development in Africa. Ethiopian e-Journal for Research and Innovation Foresight (Ee-JRIF), 11(2).

 

 


مشارکت قطب عصب روانشناسی شناختی در هفتمین همایش نقشه برداری مغز ایران

 

هفتمین همایش نقشه برداری مغز ایران با حمایت و مشارکت قطب عصب‌روانشناسی شناختی از تاریخ ۱۹ تا ۲۲ آبان ماه ۱۳۳ برگزار شد. برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توانید به وب‌سایت همایش مراجعه فرمایید.

 

 

 


علوم اعصاب آموزشی

 

علوم اعصاب آموزشی (Educational neuroscience) یک زمینه علمی نوظهور است که محققان علوم اعصاب شناختی، علوم اعصاب شناختی رشد، روانشناسی تربیتی، فناوری آموزشی، و سایر رشته‌های مرتبط را برای کشف تعاملات بین فرایندهای بیولوژیکی و آموزش باهم جمع می‌کند. محققان در علوم اعصاب آموزشی مکانیسم‌های عصبی خواندن، ریاضی، توجه و مشکلات همراه آن چون نارساخوانی، اختلال ریاضی، اختلال نقص توجه و بیش فعالی را در ارتباط با آموزش بررسی می‌کنند. محققان در این زمینه ممکن است یافته‌های اساسی در علوم اعصاب شناختی و فناوری آموزشی را برای کمک به اجرای برنامه درسی برای آموزش ریاضیات و آموزش خواندن پیوند دهند. هدف از علوم اعصاب آموزشی، تولید تحقیقات بنیادی و کاربردی است که نگاه بین‌رشته‌ای جدیدی از یادگیری و آموزش را ارائه دهد، که این موضوع می‌تواند منجر به پیشرفت اساسی در آموزش شود. یک هدف اصلی از علوم اعصاب آموزشی این است که از طریق گفتگوی مستقیم بین محققان و معلمان فاصله بین دو زمینه را پر کند. علوم اعصاب آموزشی درجات مختلف حمایت از هر دو دانشمندان شناختی و معلمان دریافت می‌کند. پتیتو و دانبار (۲۰۰۴) پیشنهاد می کنند که علوم اعصاب آموزشی “مناسب‌ترین سطح تجزیه و تحلیل را برای حل مشکلات اساسی امروز در آموزش را فراهم می‌آورد”. هوارد-جونز و پیکرینگ (۲۰۰۴) نظرات معلمان و مربیان را در این زمینه بررسی کردند و دریافتند که آن‌ها به‌طورکلی مشتاق استفاده از یافته‌های علوم اعصاب درزمینه آموزش هستند و احساس می کنند این یافته‌ها، روش تدریس آنها را نسبت به محتوای برنامه درسی بیشتر تحت تأثیر قرار می‌دهد. کورت فیشر با پرداختن به حوزه گسترده‌تر “ذهن، مغز و آموزش” اظهار می‌دارد که “مدل سنتی آموزش دیگر کارایی نخواهد داشت”. برای محققان کافی نیست که داده‌ها را در مدارس جمع‌آوری کنند و این داده‌ها و مقالات پژوهشی حاصل را در دسترس معلمان قرار دهند” (فیسچر، ۲۰۰۹) زیرا این روش معلمان و فراگیران را از مشارکت در شکل‌گیری روش‌ها و سؤالات تحقیق مناسب محروم می‌کند.

همچنین از علوم اعصاب آموزشی می‌توان در آموزش جهت بررسی درک کارکردهای مغز، راه‌های تغذیه، پرورش و رشد آن، درک ریشه‌های رشد ناهنجار، غربالگری، آسیب‌شناسی و طراحی مداخلات درمانی و توان‌بخشی، درک فرآیندهای بیولوژیکی و شناختی پایه در یادگیری، پیش‌بینی نتایج آموزشی، طراحی برنامه‌های درسی منطبق با اصول آموزش و پرورش شناختی استفاده کرد.

نمونه‌های عینی این کاربردها در زمینه بین‌رشته‌ای نوظهور ذهن، مغز و آموزش یا علوم اعصاب آموزشی در حال افزایش است. سؤالات منحصربه‌فردی در ارتباط با نقش علوم شناختی در آموزش و پرورش وجود دارد. به‌عنوان‌مثال آیا تئوری‌های و روش‌های آموزشی مورد استفاده در سیستم آموزشی کشور با یافته‌های تحقیق اخیر از علوم اعصاب شناختی مطابقت دارد؟

برخی استفاده از علوم اعصاب آموزشی در سیستم آموزش در کشورهای مختلف به شرح زیر است:

– استفاده از اصول شناختی باهدف طراحی برنامه¬های درسی عملی برای دانش آموزان مدارس ابتدایی (کلاهر و لی، ۲۰۰۵)
– ارتقای مهارت‌های ریاضی نوجوانان کم‌درآمد (بوتگی، رودا و اسکینگتون، ۲۰۰۶)
– بهبود درک عددی کودکان خردسال (ریچلاند، هولیواک و استیگلر، ۲۰۰۴)
– شناسایی نشانگرهای عصبی یادگیری مؤثر (آندرسون، ۲۰۰۷)
– تفکر انتزاعی در مهدکودک‌ها (پاسناک، کوکی و هندریسک، ۲۰۰۶)
– شناخت و اصلاح تصورات غلط علمی دانش آموزان (هکلر، کامینسکی و سلوتسکی، ۲۰۰۸)
– ارتقای مهارتهای فراشناختی و راهبردهای شناختی کودکان (متکلف و کرونول، ۲۰۰۳)

 

 


نقش مهارت‌های شناختی در رشد اقتصادی

 

هانوشک و ویسمان (۲۰۰۸) در مقاله‌ای (یک مقاله بسیار پراستناد علمی) در مورد نقش بهبود آموزش در مدرسه، به عنوان بخش اصلی مهمترین استراتژی‌های رشد و توسعه بیان می‌دارند که گسترش تحصیلات در مدارس شرایط بهبود اقتصادی را تضمین نمی¬کند. این مقاله با تمرکز ویژه ‌بر نقش کیفیت و کمیت مدرسه، نقش مهارت‌های شناختی را در ارتقا رفاه اقتصادی بررسی می‌کند و نتیجه‌گیری می‌کند که شواهد محکمی وجود دارد مبنی بر اینکه مهارت‌های شناختی مردم – و نه صرف تحصیلات – به میزان زیادی با درآمد فردی، توزیع درآمد و رشد اقتصادی ارتباط دارد. مقایسه‌های بین‌المللی شامل داده‌های گسترده در مورد مهارت‌های شناختی، نقایص مهارت‌های بسیار بیشتری را در کشورهای درحال‌توسعه نشان می‌دهد که به‌طورکلی تنها با ثبت‌نام و تحصیل در مدرسه این مهارت‌ها حاصل نمی‌شود. میزان تغییرات موردنیاز روشن می‌سازد که بستن شکاف اقتصادی با کشورهای پیشرفته نیاز به تغییرات اساسی ساختاری در مؤسسات آموزش و پرورش دارد؛ یعنی توجه به علوم شناختی.

منبع:

Hanushek, E. A., & Woessmann, L. (2008). The role of cognitive skills in economic development. Journal of economic literature, 46(3), 607-68.